چند وقت پیش یک برای احداث یک پروژه نیروگاه برق بین سه شرکت آلمانی، چینی و ایرانی یک

مناقصه برگزار شد. هر کدام از شرکت ها قیمت پیشنهادی خودشون رو برای اجرای پروژه اعلام

کردند. شرکت چنینی 3 میلیون دلار پیشنهاد داد، ازنماینده شرکت چینی سوال شد چرا این مبلغ

را پیشنهاد داده است؟ پاسخ داد: 2 میلیون دلار هزینه مصالح- تجهیزات و کارگران، 1 میلیون دلار

سود شرکت. شرکت آلمانی 6 میلیون دلار پیشنهاد داد. از نماینده شرکت آلمانی پرسیدند: چرا

این مبلغ را پیشنهاد داده است؟ پاسخ داد: 4 میلیون دلار هزینه مصالح- کارگر و تجهیزات و 2

میلیون دلار سود شرکت. شرکت ایرانی 7 میلیون دلار پیشنهاد داد، از نمایندگان شرکت پرسیدند

چرا این مبلغ بالا را پیشنهاد داده اند؟ پاسخ دادند: 3 میلیون دلار می دهیم به شرکت چینی، تا

پروژه را به انجام رساند و 4 میلیون دلار سود شرکت.جالب این است که در نهایت شرکت ایرانی

موفق به گرفتن پروژه شد.

فارغ از اینکه این داستان واقعی بود یا خیالی، اما داستان های مشابه این اتفاق می افتد. احتمالا

نه فقط در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم. خوب عادت بر این است که پس از شنیدن چنین

داستان هایی، شروع می کنیم به نالیدن و صحبت کردن از پایمال شدن حق و ظلم و… بدون اینکه

توجه داشته باشیم که همچین حرف هایی فقط انگیزه ما رو برای حرکت کردن به جلو سست می

کند.

آیا کسی با شنیدن این داستان اینگونه فکر کرد: چه جالب، پس یک شرکت می تونه به جایگاه و

نفوذی برسه که یک پروژه رو بگیره، پورسانت خودش رو برداره و بدون اینکه زحمت بکشه یا

هزینه ای انجام بده،  پروژه رو  واگذار کنه.؟؟؟

اون شرکت یا شخص زحمتاشو قبلا کشیده، هزینه هاشو قبلا انجام داده که به این جایگاه رسیده

و مهم اینه که بتونیم قبول کنیم اون الان تو جایگاه درستش قرار گرفته. میدونم که قبول کردنش

سخته اما پذیرفتن اینکه هر شرکت یا هر کسی در هر جایگاهی که هست الان در جایگاه درست

خودش قرار گرفته ، به خودمون کمک می کنه. کمک می کنه که جایگاهی که در اون هستیم رو

بپذیریم که خودمون مسوولش هستیم. اگه جایگاهی نیست که فکر می کنیم لایقش هستیم پس

می تونیم تلاش کنیم و اون رو ارتقاء بدیم.  اون شرکت تونسته به اون جایگاه برسه پس منم می

تونم. این نگاه را می شه خیلی وسیع تر هم کرد. هر کشوری در جهان در هر جایگاهی هست، در

جایگاه درست خودش قرار گرفته . ظلمی نیست؛ بی عدالتی نیست؛ اینکه ما الان جهان سوم

هستیم تقصیر کشورهای جهان اول نیست. اینکه الان سازمان ملل توی ایران نیست، اینکه ما

توی کرسی های شورای امنیت جایی نداریم، تقصیر کشورهای دیگه نیست.

من در یک شرکت مشاور ساختمانی کار می کردم. پروژه های طراحی به صورت پورسانتی بود،

دستور نقشه که می آمد، تقریباً از صفر تا صد کار و انجام میدادیم. کار پیگیری شهرداری،

محاسبات سازه، نقشه سازه، تایید گرفتن سازمان نظام مهندسی.اما پولی که از مالک گرفته

می شد، 7-8 درصد سهم ما بود. مثلا اگه یک پروژه ای 10 میلیون تومان از مالک می گرفتند، 700

-800 هزار تومان سهم ما می شد. که در اون بخش ما دو نفر بودیم و اون خواهر زاده رییس بود.

60 درصد می گرفت، من 40 درصد. یعنی از اون 10 میلیون 300 هزار تومان به من می رسید. تازه

اگه از مالک پول می گرفت. بعضی وقتا که کار انجام می شد مالک پول نمی داد به ما پولی داده

نمی شد. رییس شرکت چقدر زحمت کشید؟ هیچی. ماچقدر؟ خیلی. اما رییس شرکت زحمتاشو

قبلا کشیده که به اینجا رسیده. من قبلا خیلی شاکی بودم از این وضع. همیشه غُر می زدم به هر

کی میرسیدم درد و دل می کردم و… ولی دیدگاهم رو عوض کردم و تونستم با این قضیه کنار بیام

و با این کار خیلی به خودم کمک کردم .حداقل از نظر ذهنی به آرامش رسیدم. و اگر آدم از نظر

ذهنی به آرامش برسه می تونه  شرایط رو کنترل کنه. اگه شرایطی که درش هستی آزارت

میده، به جای اینکه مدام شکایت کنی، گله کنی،انرژیت رو هدر بدی، خوب تلاش کن، تغییرش

بده. تغییرش نمی تونی بدی؟ جاتو عوض کن. کاری که من کردم. مطمئن باش خدا هم کمکت می

کنه، کافیه که بخوای.

مهندس قربانی
مهندس قربانی
مهندس عمران هستم. کارشناس مقررات ملی ساختمان و مشاور در ساخت و ساز

1 دیدگاه

  1. حسین می‌گه:

    ممنونم بابت این مقاله .دقیقا همینطوره که میفرمایید
    هر که بزر بیشتر ، عاقبت گندم بیشتر دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *